جونم برات بگه ....
اون یارو مرغی زنگ زده بود گفته بود برام دسته چک آماده کنید میام میگیرم
رفتم دیدم استعلامشو زدیم موردی نداره واسش دست چک صادر کردیم
بعد نمیدونم حس پلیسیه کی گل کرد گفت زنگ بزنیم بانکهای دیگه ببینیم وضعیت حسابش چه جوریه
نگهبانمون زنگ زد بانک .....(نمیدونم کدوم بانک زنگ زد) اونا هم گفتن این آقا چک برگشتی زیاد داره
ما مونده بودبم که چرا وقتی ما استعلام گرفتیم نشون نداده ولی تو استعلام اونا نشون داده.......
که آقای انتظاری متوجه شده که بله این آقا شماره شناسنامشو که ۱۱۹ بوده کرده ۱۱۰۹ بعد کپی گرفته آمده بانک ما حساب جاری باز کرده تازه جواز کسبشو هم دست کاری کرده
(بین خودمون بمونه که حساب جاریو من براش باز کردم)
خلاصه این جریانو وقتی فهمیدیم که این آقا آمده بود دسته چکشو گرفته بود و رفته بود
تازه بچه ها بازم سفارش مرغ داده بودند
بعد نگهبان زنگ زد بهش به این بهانه که بچه ها دسته چک و تو سیستم ثبت نکردند اینو ازش بگیره ولی دیگه پیداش نشد که نشد
انتظاری بهم گفت : از حالا بدون اصل شناسنامه حساب باز نکن
خوشت آمد؟؟
دیشب خواب دیدم خانم بهجت همونی که چند روز رفت مرخصی من جاش سیمبلز زدم خوب؟
باهاش رفته بودم لب دریا بعد ان بهم گفت بیا بهت شنا یاد بدم
گفت بشین رو آب بعد پاهاتو دراز کن (وقتی یادم میاد خودم تعجب میکنم چه جوری رو آب نشستم)
بعدش حولم داد بهم گفت تکون نخور همین جوری برو
من اولش ترسیدم از کنار یه درختی رد شدم خواستم درخت و بگیرم ولی گفتم میوفتم غرق میشم
همین جوری رفتم رفتم تا به ساحل رسیدم
صبح رفتم بهش گفتم :گفت خیلی خواب خوبی دیدی من تورو به سوی موفقیت حول دادم 
هوارتا دوست دارم 