امروز صبح حدود ساعت ۷:۳۰ دیدم ۲ تا مرد وارد بانک شدند من ننشناختمشون فکر کردم دوستای عمو باشن ولی بعد نگهبان گفت: شناختی ؟ بازرسن از تهران امدند
بدو پریدم سر جام یکم استرس داشتم نمیدونم چرا؟ البته شاید به خاطر اینه که بهجت بهم گفته بود رو افتتاح حساب خیلی گیر میدن
خلاصه کارمونو شروع کردیم اونم رفت سراغ رئیس صندوق و کارهای اونو چک کرد
کاراش که تموم شد پروندهای جاری و ازم خواست برسیشون کرد یه سری مسائل بود بهم گفت و به خیر گذشت
یه فرم هم بهمون داد و گفت پر کنید تحویل بدین .حرفهای دلمونو میتونیم براشون بنویسیم و ترتیب اثر بدهند من یک حالی از همه ی اونائی که تو این مدت با نیش و کنایهاشون اذیتم کردن میگیرم 
خلاصه بازرس و بیخیال شیم میرسیم به یک جریان توپ توپ که تابحال اتفاق نیوفتاده بود
من شماره ۵۶ و صدا زدم معمولا ۳ بار صدا میزنیم نیومد شماره بدی و میگیم
۳ بار صدا زدم نیومد بعد آقای کفاش که از مشتریای بانکٍ امد گفت:هیچکی تو بانک نیست فقط منم شماره اش ۵۸ بود
من پولشو گرفتم مشغول شمردن بودم و شماره ۵۷ هم صدا زدم فکر کردم تو بانک نیست که دیدم آقایی گفت من اینجام الان مینویسم میام . من دیگه شماره ۵۸ و که همین کفاش بود نزدم تا ۵۷ و بتونم دوباره صدا کنم
خلاصه تو این فاصله ۵۶ با اون موهای فر فریش پیداش شد و گفت : من ۵۶ بودم الان نوبت منه
منم گفتم : کجا بودین؟ من ۳ بار صداتون کردم الانم نوبت ۵۸
گفت:من ۲ دقیقه رفتم پول از دستگاه بگیرم چه جوری صدا زدی؟ الانم شما ۵۷ و صدا زدین واسه چی ۵۸ نشسته اینجا
من گفتم :یه شماره دیگه بگیرید صداتون میکنم بانک خلوته زود نوبتتون میشه .من اینو واسه این بهش گقتم چون هنوز شماره ۵۷ بود و باید کار اونو انجام بدم
این اقا بهش برخورد با تندی گفت : من کار دارم باید کار منو اول انجام بدی
منم گفتم:این مشکل خودتونه نباید از بانک بیرون میرفتین منم تا کار این اقارو انجام ندم نمیتونم کار شمارو انجام بدم
بعد کفاش گفت: اقا چرا داد میزنی ؟ میخواستی از بانک نری بیرون برو یه شماره بگیر منتظر باش
اینو که گفت: یارو بهش برخورد گفت : تو چی میگی ؟ به تو ربطی نداره
خلاصه یه چیز این گفت یه چیز اون گفت تا کار به دعوا کشید 
پا شدن همدیگرو زدن ۵۶ زد تو گوش کفاش بیچاره 
نگهبان از اون طرف مأمور از طرف دیگه امدن اینارو جدا کنن بازرسا هم هاج و واج اینارو نگاه میکردند
منم انگار نه انگار که به من ربطی داره ۵۷ و صدا زدم کار اونو انجام دادم 
کفاش گفت زدی تو گوشم پرده ی گوشم پاره شد الان زنگ میزنم تکلیفتو روشن میکنم (کفاش تو نیروی انتظامی کار میکنه یارو اینو نمیدونست بدبخت )
سه سوته مأمور امد و عمو و نگهبان دخالت کردن و کفاش رضایت داد ولی کاشکی اینو میبرد یه حالی ازش میگرفت
بهد از ۱۰ دقیقه کفاش که رفته بود دوباره امد بهم گفت: ببخشید اینجوری شد من واسه شما اینکارو کردم و گفت:اقاهه امد از شما معذرت خواهی کنه؟
گفتم : نه نیومد شما ببخشید اینجوری شد
گفت:من واسه این رضایت دادم که بیاد از شما معذرت خواهی کنه حالا باز میبینمش 
حالا دوباره باید منتظر یه دعوای دیگه باشیم .....اخ جون دعوا 
این کفاش و ببینی فکر میکنی مهرداد خواننده و دیدی حتی صداش هم مثل اونه 
بعدشم عمو یه نامه نوشت و ما هم امضا کریدم صورتجلسه کردن بفرستن تهران ....معروف شدیم رفت 